وقتی هر بار در مهمانی های شام و ناهار ِ فامیلی، طول سفره بیش تر از دفعه ی قبل می شود خوشحال می شوم! گاهی هم که برحسب اندازه گیری مهمانی های قبلی سفره را به همان اندازه ی دفعه ی قبلی باز می کنیم و بعد جا کم می آید، باز هم خوشحال می شوم! این تنگ هم نشستن ها، این که همه با تعجب بگیم: " وا! پس دفعه ی قبل چطوری جا شده بودیم؟ " و بعد یادمان بیفتد که فلانی و فلانی به جمعمان اضافه شده اند، خوشحالی هم دارد. اینقدر خوشحالی دارد که وقت اذان، سر سفره ی افطار دعا کنم که هر سال طول سفره های شام و ناهارمان بیش تر شود، که هی به جمع خانوادگی مان بچه، تازه عروس و تازه داماد اضافه شود، که از ته دل دعا کنم حضور هیچ یک از عزیزانمان از جمع خانوادگی مان کم نشود.
برچسب:
نویسنده: نوید اسدی