خرید بک لینک

همه دلشان می خواهد پوستی زیبا و شفاف داشته باشند. همین دوست داشتن ها و میل به زیبا بودن پوست باعث شده من هم به پزشک های پوست زیادی مراجعه کنم.

در سن نوجوانی ام به پزشک هایی که مراجعه می کردم معمولا دوا و محلول تجویز می کردند. اما اخیرا انواع کرم ها جایگزین درمان های قدیمی شده است. یک بار به قدری از پزشکی تعریف کردند که تصمیم گرفتم به او مراجعه کنم. در سالن انتظار فقسه ای قرار داده بودند که پر از کرم های شب و روز و کرم دور چشم بود. هرکس از مطب بیرون می آمد، خانم منشی یک کیسه از آن کرم ها را پر می کرد و به کسی که صورتش پر از جوش بود یا چین و چروک داشت می داد. یعنی فرقی نمی کرد مشکل جوش ها چه باشد، طرف مرد باشد یا زن. نسخه ی همه یکسان بود و کرم ها برحسب آنکه کدام کرم موجود بود، تجویز می شد. بعد هم مبلغ دویست تا چهار صد هزارتومان کارت می کشید و آن بدبختی که صورتش لطافتی نداشت، بیشتر از قبل خشک و تیره می شد و با حالتی از ناامیدی از مطب خارج می شد. از لج و لجبازی وقتی پزشک بدون اینکه حتی به صورتم نگاه کند همان کرم ها را برایم تجویز کرد، بدون اینکه حتی یکی از آن ها را تهیه کنم از مطب خارج شدم.

اما باز هم با تعریف کردن از پزشکی دیگر، مجبور شدم یک بار هم امتحان کنم. بار اولی که رفتیم پزشک با دقت به پوستم نگاه کرد، حرف هایم را شنید و بعد ژل شست و شو و چند کرم برایم تجویز کرد. از من خواست دو ماه بعد هم به او مراجعه کنم. برای بار دوم که به او مراجعه کردم، انگار حوصله نداشت به حرف هایم گوش دهد. منشی را صدا کرد و لیست کرم ها را به او داد. در سالن انتظار، منشی از قفسه کرم هایی را روی میز ریخت که ما باید تهیه می کردیم. باز هم به من بر خورد و بی اعتماد شدم نسبت به همه ی پزشک های متخصصی که در مطبشان کرم می فروشند!!

خیلی وقت است که به هیچ پزشکی مراجعه نمی کنم و از ماسک های طبیعی و خانگی برای پوستم استفاده می کنم. اتفاقا ماسک های طبیعی بیشتر از آن ماسک های خارجی به پوستم جواب می دهد. اما وقتی دوست صمیمی ام زنگ زد و گفت که دوستی دارند که متخصص پوست است و به خانه شان خواهد آمد برای مشاوره رایگان و از من هم دعوت کرد؛ تو رودرواسی ماندم و به ناچار قبول کردم. البته بیشتر به خاطر این رفتم که ببینم واقعا مشاوره ی پوست است یا فروش محصولات! حدسم درست بود. دغدغه ی آن ها زیبایی و سلامتی ما نبود، دغدغه ی آن مشاور هم مثل پزشک های دیگر پر کردن جیب خودش بود. از همان اول جلسه ی مشاوره ای که در خانه برگزار شده بود (!) به حالت تدافعی نشسته بودم. همه ی حرف هایش در نظرم مسخره می آمد. وقتی هم که به میزی که پر از ماسک و ژل های شست و شو و کرم لاغری و چاقی و پرپشت کننده ی مو نگاه می کردم حالم بیشتر بد می شد. وقتی نوبت به مشاوره ی انفرادی رسید و حدس زدم یک کیسه از آن کرم ها به من خواهد داد و توی رودرواسی خواهم ماند و مجبور خواهم شد دویست هزار تومان تقدیمشان کنم، معذرت خواهی کردم و از خانه خارج شدم.

بی اعتمادی ام بیشتر و بیشتر شد. راستش میل به زیبایی در بین ما به قدری زیاد شده است که به کسانی اجازه می دهد از این میل سوء استفاده کنند و جیب مردم را خالی کنند. قضیه ی این ها مثل همان کرم های حلزونی است که هر روز هزار بار در تلویزیون تبلیغ می شد و خانمی می گفت: " از وقتی این کرم را استفاده کرده ام اعتماد به نفسم بیشتر شده است!!! " اما معلوم هم نشد چه بر سر آن کرم های حلزونی آمد. آیا واقعا تغییری در پوست خریداران ایجاد کرد یا هدفشان با بازارگرمی خالی کردن جیب مردم بود؟!!

برچسب: نویسنده: نوید اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 6:01

صفحه بندی