همه ی عالم و آدم ککوله را خوش شانس ترین و خوشبخت ترین آدم جهان می دانند که در آرام ترین لحظات زندگی اش، زمانی که از گرمای شومینه و از مناظر اطرافش لذت می برده، رؤیایی به سراغش آمده و او را کاشف فرمول بنزن کرده. اما من او را بدشانس ترین آدم روی زمین می دانم. او می توانست کنار گرمای دل انگیز آتش شومینه، به دختر مورد علاقه اش فکر کند. شاید با تصور این رؤیا، به جای فرمول بنزن یک دختر با لبخندی زیبا از وسط رؤیاهای او بیرون می آمد و برای همیشه خوشبختش می کرد! می دانی من اگر جای ککوله بودم حتما به تو فکر می کردم. اصلا خدا را چه دیدی، شاید روزی رؤیاهای ما هم مثل رؤیاهای ککوله واقعی شد. تا آن روز هر روز، روزی هزار بار در رؤیاهایم تو را مجسم خواهم کرد.
برچسب:
نویسنده: نوید اسدی