سر سفره ی افطار غذاهای مختلف را که مزه مزه می کنم یاد ِ عمو می افتم. وقتی غذاهای مختلف را می جوم و قورت می دهم یاد عمو می افتم. وقتی به این فکر می کنم که چقدر خوب که می توانیم بخوریم، یاد عمو می افتم. یاد عمو که می افتم دلم ناخودآگاه می گیرد. به بابا می گم: " خدا عمو رو بیامرزه! " و بعد دعا می کنم که هیچ وقت آلزایمر سراغمان نیاید؛ که هیچ وقت خوردن را فراموش نکنیم.
برچسب:
نویسنده: نوید اسدی