خرید بک لینک

دیشب با خواندن مطالب سال نود و سه ام که همه شان را از دست داده بودم و به طرز معجزه آسایی از یک سایت پیدایشان کردم، فهمیدم وقتی حالم خوب باشد هم بهتر می توانم بنویسم هم زیادتر. اما دوستانم در کلاس داستان نویسی معتقد بودند وقتی حالشان بد است بهتر می توانند بنویسند! در زندگینامه و یادداشت های خیلی از نویسنده ها هم خوانده ام که اصولا نویسنده ای که غم و غصه ی بیشتری داشته باشد بهتر مردم را می فهمد و بهتر می نویسد! اما به گمانم من برعکس هستم. نه اینکه خودم را نویسنده بدانم، نه! این را به عنوان کسی که داستان نویسی را دوست دارد، می گویم. گذرا که به مطالبم نگاه می کردم و می خواندم، متعجب شده بودم. از چرت ترین و بی اهمیت ترین موضوع روزانه یک مطلبی نوشته بودم. ارثیه ی امیرکبیر را هم همان سال نوشتم! سالی که آرامش عجیبی داشتم همراه با یقین و ایمان. اینکه این روزها کم تر می نویسم و حتی حوصله ی خلق یک داستان جدید را ندارم شاید برمی گردد به حال بد و آرامش و یقینی که در زندگی ام کم رنگ تر شده است.

برچسب: نویسنده: نوید اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 6:01

صفحه بندی